حداكثر تا ۱۵ سال ديگر يك زلزله مهيب در تهران رخ ميدهد. ما با اتكا به ماورا، از خودمان سلب مسئوليت ميكنيم. ۹۰ درصد كشور روي گسل است. من ميتوانم اثبات كنم كه اگر آن زلزله ۴ ريشتري جوادآباد در يك روستا رخ ميداد، ميتوانست حتي كشنده باشد.
قانون نوشت: ما در خيابان ۱۵،۱۰ متري خانههاي بالاي ۱۵ طبقه ميسازيم كه فاجعه است. زلزله خيزي شمال تهران بسيار زياد است. اگر زلزله بيايد، جنوب تهران بيشتر تخريب ميشود. زلزله در تهران، كشتهها و زخميهاي ميليوني خواهد داشت.
زلزله پنجشنبه شب گذشته، يادمان انداخت كه تهران در معرض چه خطر بزرگي است. اين سالها وقتي از زلزله تهران صحبت ميكنيم، تن و بدنمان ميلرزد. امكان ندارد با كسي كه در تهران ساكن است، از زلزله مرگباري كه گفته ميشود در تهران رخ خواهد داد، صحبت كنيد و مو به تنش سيخ نشود. اينكه ميگويند زلزلهاي كه در تهران رخ ميدهد بيشتر از ۸ ريشتر خواهد بود و تهران بعد از اين زلزله نابود و با خاك يكسان ميشود.
آن وقت است كه ايران به كل در خاموشي فرو خواهد رفت. خاموشياي كه بوي مرگ دارد! با بهرام عكاشه ۷۹ ساله گفتوگو كرديم. كسي كه پدر علم ژئوفيزيك و زلزلهشناسي در ايران است. او اولين كسي است كه براي تحصيل علم زلزلهشناسي به خارج از كشور رفته و رگههاي مرگبار جهنده ايران را مثل كف دستش ميشناسد. حرفهاي او كمي از خبر مرگ ندارد!
چند روز پيش زلزلهاي در جنوب تهران اتفاق افتاد كه باز يادمان انداخت تهران در معرض شديدترين زلزله كشور است. تهراني كه اگر اتفاقي به اين بزرگي در آن رخ دهد، كشور رامختل ميكند، درست است؟
بله، من به اين موضوع ايمان دارم. اگر اتفاقي در تهران بيفتد، كشور از بين ميرود. آيا واقعا احتمالش هست؟ يعني اگر واقعا در تهران زلزلهاي ۸ ريشتري بيايد كل تهران به فنا ميرود؟
بله، هيچي از تهران و كشور نميماند. چون مثل اين ميماند كه قلب انساني از بدنش خارج شود. حداقل ۳۰ تا ۴۰ سال است كه من اين نكته را متذكر ميشوم. من هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب خيلي درباره اين قضيه گفتوگو ميكردم. در سال ۱۳۷۶ شوراي امنيت ملي به من نامه نوشت كه دلايلت براي اينكه ميگويي تهران نابود ميشود، چيست.
من هم همه مدارك را فرستادم. دو هفته بعد از رد و بدل كردن مدارك، رئيسجمهور وقت به۶ نفر از وزرايش دستور داد كه اين ماجرا را پيگيري كنند. من در نامهها خواسته بودم كه منازل مردم در تهران مقاومسازي شوند، براي تهران فورا ستاد بحران تشكيل شود و تغيير جاي پايتخت در دستور كار قرار گيرد. بالاخره دبيرخانه ستاد بحران در سال ۱۳۸۰ تشكيل شد و با آژانس بينالمللي حقوقي ژاپن قراردادي منعقد كردند كه وضعيت تهران را از نظر ساختماني و زلزلهخيزي بررسي كنند.
همان زمانها آقاي كرباسچي نتايج تحقيقات ژاپنيها را در تلويزيون و راديو منتشر كردند و من شنيدم كه كشتهها و زخميها در تهران ميليوني خواهد بود و چيزي از تهران نميماند. بعد از آن، رئيس دولت نهم سعي كرد كارمندان را به زور پول از تهران خارج و در استانهاي ديگر مشغول به كار كند اما متاسفانه اين سياست عملي نشد.
سعي كردند پايتخت را به سمت سمنان منتقل كنند ولي اين راه هم نشد و مسئله رها شد. در دو هزار سال گذشته در تهران، منطقه ري ۵،۶ بار زلزله هفت ريشتري داشته و آخرين زلزلهاي كه در شرق تهران و در مارس ۱۸۳۰ ميلادي رخ داده، بزرگياش بيش از ۷ ريشتر بوده. در محاسباتي كه من انجام دادهام، دوره دويست تا ۱۵۰ سال براي تكرار زلزلهها مشخص شد. از اين زمان، ۱۵ سالش مانده است. يعني تا ۱۵ سال ديگر يك زلزله مهيب در تهران ميآيد؟!
بله حداكثر تا ۱۵ سال ديگر! البته اينها محاسبات كاغذ و قلمي است. زمين اين چيزها سرش نميشود. رفتار زمين را نميشود به دقيقا حدس زد چون زمين همگن و يكنواخت نيست، هر اظهارنظري با علامت سوال همراه است. نكته مهم اين است كه ما حداقل ۱۴،۱۳ميليون دانشآموز در كشور داريم كه در مدارسي كاملا آسيبپذير درس ميخوانند. من ۶۵۰ شهر ايران را انتخاب كردم و زلزلهخيزيشان را بررسي كردم.
۸۵درصد شهرهاي كشور ما از جمله قم، تهران و فاصله قم و تهران، تبريز، شيراز و مشهد در معرض خطر زلزله هستند. يادمان نرود كه ما در منطقه البرز، گلستان، گيلان و شهرهاي شمالي با ۸ ميليون جمعيت در معرض خطر، روبهرو هستيم. در جنوب البرز هم نزديك به ۲۵ ميليون نفر جمعيت زندگي ميكنند. در كل با حسابهايي كه ما كرديم متوجه شديم كه ۵۰ ميليون نفر از جمعيت كشورمان در معرض خطر زلزله قرار دارند. اينكه ميگويند خانههايي كه در تهران ساخته ميشود تحمل ۱۱ ريشتر زلزله را دارد، چقدر صحت دارد؟
اينها همهاش چرند است! چون اصلا امداد و نجات در تهران غيرممكن ميشود. مخصوصا كه در كوچههاي ۱۵،۱۰ متري، ساختماني ۱۵ طبقه ساخته ميشود. روز به روز جمعيت تهران زياد ميشود. حتي ميتوان گفت هر دقيقه اين جمعيت در حال افزايش است. حتي حاشيهنشيني و بافت فرسوده در تهران بسيار زياد است. من اثبات ميكنم كه اگر زلزله چهار ريشتري در بافت فرسوده تهران بيايد، مسئلهساز ميشود.
درباره زلزله چند روز پيش ميگفتند اگر در شهر و منطقه مسكوني هم رخ ميداد، خسارتي نداشت، درست است؟
من ميتوانم اثبات كنم كه اگر آن زلزله چهار ريشتري جوادآباد در يك روستا رخ ميداد ميتوانست حتي كشنده باشد. چند درصد از كشور روي گسل قرار دارد؟
۹۰ درصد از كشور روي گسل است. چرابايد زلزله ۷/۶ ريشتري در بم هزاران هزار كشته بدهد و اينهمه آدم سرگردان شوند. چرا بايد زلزله ۲/۷ ريشتر در منجيل اينهمه كشته بدهد؟ چرا در ژاپن اينگونه نيست؟ چرا آسيبپذيري در كاليفرنيا و زلاندنو اينطور نيست؟ مسلم است كه كشورهاي حوزه مديترانه مثل يونان، تركيه و ايتاليا هم زلزله خيز هستند. استانبول كه وضعيتش از ما بدتر است. اما آنها مسئله را جدي گرفتند، ولي ما بيشتر به چيزهاي ديگر توكل ميكنيم! مثلا چه چيزهايي؟
ما بيشتر اعتقاد داريم اگر خدا بخواهد زلزله ميآيد. درست است كه اگر خدا بخواهد، زلزله ميآيد اما با اين كار، ما مسائل را به بالا ميسپاريم و از خودمان سلب مسئوليت ميكنيم. يعني به نيروهاي ماورا بيشتر اتكا داريم؟
بله. در صورتي كه ژاپنيها اينطور فكر نميكنند و ميگويند بايد كار كنند و ايمنسازي را انجام دهند و بعد در معبدشان به راز و نياز مشغول ميشوند. ما فقط دعا و آرزو ميكنيم اتفاقي نيفتد. در واقع داريم سلب مسئوليت ميكنيم از وظايفي كه به عهده بشر است. ما شعور داريم، خانه ميسازيم ولي شير با تمام زورش تنها كاري كه ميتواند بكند اين است كه به غار برود. اگر زلزله در تهران بيايد، كدام بخش بيشتر آسيب ميبيند؟
شمال تهران زلزله خيزياش بسيار شديد است، يعني اگر زلزله بيايد شدتش در حدود ۵/۷ ريشتر هم خواهد بود. اگر شمال شرق تهران بيايد تا مرز هشت ريشتر ميرود. زلزله خيزي شمال تهران قويتر خواهد بود. اما نكتهاي را بايد در نظر گرفت و آن اين كه در شمال تهران گِل زمين سفت است، منازل محكمتر هستند. اما در جنوب تهران زمين بسيار سست است. تمام آبهاي تهران از كوههاي البرز به سمت ورامين ميرود. رسوبات سنگينش در شمال نشست ميكند و رسوبات سبكش مثل شن در زمينهاي كشاورزي ميرود. ضمن اينكه فاضلابهاي تهران هم به سمت جنوب تهران ميروند.
پس جنوب تهران آسيبپذيرتر است...
بله. به خاطر جمعيت و بافت فرسوده، ساختمانهاي غيرمتعارف با سازههاي بد، به شدت آسيبپذير است و زلزله زير هفت ريشتر خرابش ميكند. تمام جنوب تهران، چه جوادآباد و چه ورامين، همه زمينها نامناسب هستند و خانهها در اين مناطق مقاوم نيستند.
اينكه در طي سي سال گذشته به غير از چند زلزله بسيار خفيف، زلزله بزرگي در تهران رخ نداده، به اين معنا است كه اگر زلزلهاي بخواهد در تهران بيايد خيلي بزرگ خواهد بود؟
من در مسجد سليمان بزرگ شدم كه در آن زمان، مدرنترين شهر ايران بود. چون خيلي زلزله ميآمد، شركت نفت خيلي به مقاوم بودن خانهها اهميت ميداد. هفتهاي يك بار زمين ميلرزيد. زلزله كوچك در كشور فراوان است ولي زلزله بزرگ را ميشود حساب كرد كه ريتمش چطور است و چقدر خسارت وارد ميكند ولي يادمان نرود كه زلزله به دستور كسي عمل نميكند. زلزله پديدهاي است كه در طبيعت فوقالعاده ناهمگن اتفاق ميافتد.
از دوهزار سال پيش تا به امروز، زلزلههاي ۷ ريشتر بسيار زياد در كشور رخ داده. طبق محاسبات و آماري كه من دارم به طور كلي هر سال در كشور ما يك زلزله ۶ ريشتري انتظار ميرود. هر ۱۰ سال هم يك زلزله هفت ريشتري در كشور ما اتفاق ميافتد. حالا اگر اين زلزله هفت ريشتري در بيايان باشد كسي كشته نميشود اما اگر در شهرها باشد تعداد كشتهها زياد ميشود. اگر در تهران و جنوب تهران رخ دهد، تعداد كشتهها و زخميها ميليوني خواهد شد و شهر تهران رو به تعطيلي ميگذارد. اين تعطيلي در پي چند ريشتر زلزله در كشور رخ خواهد داد؟
اگر بالاي ۵/۶ ريشتر باشد، تهران تعطيل خواهد شد. نقشههاي تخليه شهر تهران پيش من است. نقشههايي كه ميگويد مثلا ساكنان ميدان هروي چطور منطقه را تخليه كنند، يا منطقه يوسف آباد چطور. چند ماه پيش از من سوال شد كه بعد از زلزله، زندهها بايد كجا اسكان داده شوند؟ پيشنهاد من، بهشت زهرا بود. تمام قسمتهاي تهران بايد ستاد بحران داشته باشند و استانهاي همسايه بايد در زمان زلزله به آسيبديدههاي تهران كمك كنند.
الان اين آمادگي در استانها وجود دارد؟
ما بيشترين آمادگي را روي كاغذ داريم! اما متاسفانه در عمل هيچي آماده نيست. ما هميشه بايد آمادگي داشته باشيم چون تهران با توكيو و ديگر شهرهاي دنيا فرق دارد. اين به خاطر شرايط ساختمانسازي است يا موقعيت جغرافيايي؟
هردو! ساختمانهاي ما فقط به ظاهر مهندسيساز هستند. ما در تهران حريم گسل را رعايت نكردهايم، در مناطق اطراف گسل نبايد ساختماني ساخته شود. اما ما روي گسل هم خانه ساختهايم. شمال تهران شيب زيادي دارد ولي زمين جنوب تهران بسيار ضعيف است و خيابانهاي ما بدون برنامه، ساختمانسازي شده. من ميتوانم خيلي ساده خانهام را در پيادهرو جلو ببرم.
ما ميتوانيم به راحتي قوانين را بخريم. در كشور آلمان، ژاپن و سوئيس كه روي كوههاي آلپ ساخته شده، كسي در اثر زلزله كشته نميشود. در جنوب آلمان كسي در اثر زلزله كشته نميشود. اما ما در تهران شاهد هستيم كه وقتي ميخواهند در فلان منطقه، خانهاي بسازند، ساختمان كنارياش فرو ميريزد. كسي كه در آنجا به عنوان مهندس ناظر است، به راحتي خريداري ميشود. يعني تقصيرها برميگردد به شهرداري؟
بله. الان ۲۲۰ سال است كه تهران پايتخت شده، پيشنهاد من اين بود كه بخشي از پايتخت را منتقل كنيم. مالزي اين كار را انجام داده. در جنوب كوالالامپور پايتخت ديگري ساخته شد و چند ميليون از جمعيت را به آنجا منتقل كردند. الان كه با شما صحبت ميكنم، يك سوم كارهاي پايتخت روسيه در سنپطرزبورگ انجام ميشود و بقيهاش در مسكو است. خود شما در تهران زندگي ميكنيد؟
بله. استاد دانشگاه تهران هستم و هنوز در تهرانم. متاسفانه جماعت ما خرافي هستند. بيشتر به جن و پري اعتقاد دارند تا تواناييهايشان.
در این پست شما با کدها و دستورات Command Prompt آشنا میشوید و البته نه همه دستورات , در این پست فقط ۹۰ دستور ذکر شده که بخش بسیار کوچکی از دستورات CMD هستند ..
خط فرمان در سیستم عاملهای مانند ویندوز ، لینوکس و… بصورت یک نرم افزار ارائه میشود که Command Prompt نام دارد.
برای وارد شدن به CMD در ویندوز از منو استارت وارد RuN شوید و عبارت Cmd را تایپ کنید و اینتر بزنید ..
۱٫ دستور ASSOC برای تغییر و نشان دادن اینکه چه فایلی با چه برنامه ای باز شود. (در ویندوز ۷ ممکن است به درستی جواب ندهد)
ASSOC.txt=textfile
۲٫ دستور ATTRIB
برای نشان دادن وضعیت فایل ها از جمله مخفی بودن و یا سیستمی و فقط خواندنی و… برای از حالت در آوردن ، در کنار پارامتر حرف – را وارد کنید و برای به حالت در آوردن ، از حرف + استفاده کنید.
[code]ATTRIB –R –H –S C:\boot.ini[/code]
۳٫ دستور BREAK برای شکست خط است.
BREAK
۴٫ دستور BCDEDIT برای ویرایش فایل بوت و نشان دادن مکان فایلی که رایانه را روشن می کند.
BCDEDIT
۵٫دستور CACLS برای نشان دادن اینکه دسترسی امکان پذیر است یا نه.
CACLS D:
۶٫ دستور CALL برای اجرا کردن یک بچ فایل استفاده می شود.
CALLS d:\a.bat
۷٫ دستور CD مسیر کلی را نشان می دهد و می توان آن را تغییر داد.
CD /D D:peachlearn32
۸٫ دستور DHCP برای نشان دادن وضعیت صفحه ها به کار می رود.
DHCP
۹٫ دستور CHDIR در واقع همان دستور CD است.
CD /D D:\peachlearnBREAK
۱۰٫ دستور CHKDSK وضعیت درایور را نشان می دهد از جمله فضای مصرف شده و مانده.
هر روز یک مشکل جدید در زندگی پیش میاد… چرا زندگی اینقدر سخته؟ چرا شکست خوردم؟ چرا قد بلند نیستم؟ چرا اوضاعِ اقتصادی تا این حد بده؟ چرا باید یک رئیس مسخره داشته باشم؟ چرا کارمندام کار نمیکنند؟ چرا اصلا هیچکس به اندازه من به مشکلاتم توجه نمیکنه؟
یکی از تفاوت های انسان با حیوان، به غیر از ناطق بودن و البته قوه تفکرش، اجبار به حل مشکلات روزانه اش است… تقریبا تمام انسان ها روزانه مشکلاتی دارند که باید حل کنند یا برای حل کردن آن فکر کنند و یا منتظر بمانند تا مشکلشان خود به خود حل شود !
این خاصیت انسان بودن است که به صورت مکرر با مشکلاتی دست و پنجه نرم کند.
سرنوشت هرکدام از ما نیز بستگی به نحوه برخوردِ ما با مشکلاتی است که در زندگی با آنها روبرو میشویم.
در واقع، نتایجی که در زندگی بدست می آوریم، حاصل رویدادهای زندگی مان نیست ! بلکه نحوه برخورد ما با رویدادهای زندگی مان نیز در تغییر نتیجه نیز نقش دارد.
فرمول طلایی رویداد (Event) + عکس العمل (Reaction) = نتیجه (Result)
یک مثال ساده : دو نفر در زندگی اوضاع اقتصادی کاملا متوسطی دارند که به طرز عجیبی در یک روز مشخص دزدی اتومبیل هر دوی آنها را می دزدد…
واکنش نفر اول به این مسئله قبول شکست و ناامیدی و زانوی غم بقل گرفتن است.
واکنش نفر دوم به این مسئله انگیزه ای برای پرکردن جای خالی اتومبیلش با چیزی بهتر است که در نتیجه باعث افزایش فروش، تغییر شغل به شغلی بهتر و … میشود.
در واقع، این رویداد برای هر دو شخص یکسان بود، اما عکس العمل این دو فرد نسبت به آن باعث تغییر چشمگیر نتیجه هرکدام از این دو قربانی داستان شد. نفر اول اجازه داد این رویداد اثر منفی بر روی زندگی اشت داشته باشد و نفر دوم اجازه نداد و آنرا به یک نتیجه خوب تبدیل کرد.
پس، اولین نتیجه ای که گرفتیم : این شما هستید که میتوانید سرنوشت تان را با واکنش تان نسبت به مسائل و مشکلات زندگی تان تعیین کنید.
مشکلات زندگی معمولا در چند دسته بیشتر نیستند :
مشکلات مالی
مشکلات کاری
مشکلات سلامتی
مشکلات روابط
مشکلات جامعه
برای اینکه یادبگیریم چطور در برابر مشکلات زندگی واکنش نشان دهیم تا آنها را به نفع خودمان تغییر دهیم، نیاز داریم تا ابتدا با ویژگی ذاتی انسان ها آشنا شویم؛
ما معمولا کارهایی را انجام میدهیم که ما را از درد دور کند، و به لذت نزدیک کند.
بعضی مواقع نیاز به دوری از درد به مراتب بیشتر از اشتیاق مان به لذت بردن در زندگی است. و از همه مهم تر اینکه؛ هر زمانی انسان میخواهد رشد کند و یا تغییری در روند زندگی اش ایجاد کند با انتقاد و مقاومت روبرو میشود.
این انتقاد و مقاومت میتوانند کاملا درونی باشند.
شما مدام با خودتان گفتگوی درونی بحث مانند دارید که چرا باید هر روز مطالعه کنید، به چه دردی میخورد؟ اصلا مهمه؟ اینهمه کار بهتر از مطالعه کردن وجود دارد؟…
ذهن شما نمیخواهد عادت جدید کتاب خوانی را در خودش ایجاد کند و هربار شما احساس بدی دارید که میخواهید یک ساعت شروع به کتابخوانی کنید…
در این صورت ما 2 گزینه بیشتر نداریم :
عقب نشینی : برگشت به منطقه امن تان. جایی که احساس میکنید راحت هستید و از تمام پیشآمدهای کارهایی که به صورت روزمره انجام میدهید آگاهید آثار این انتخاب : احساس راحتی موقت – مرگ خلاقیت و رشد – یک درد پنهانِ بلند مدت
رشد : روبرو شدن با دردِ و ناراحتیِ موقتی آثار این انتخاب : احساس عدم انتخاب صحیح کوتاه مدت – لذت از پیمودن مسیری که شما را به سمت اهدافتان هدایت میکند
خب، اما چطور گزینه رشد را انتخاب کنیم؟ اگر اینقدر راحت و آسان بود که همه این کار را میکردند… پس چرا فقط بعضی افراد میتوانند در چنین مواقعی از مشکلاتشان پلی برای رسیدن به موفقیت بسازند؟
چه راز و راهکاری در پشت این مسائل پنهان شده است؟ آیا روش هایی وجود دارد که هر زمانی مشکلاتی در زندگی مان پیش آمد بتوانیم کاملا آگاهانه آنها را به پیشآمد خوب و یک پله برای رسیدن به موفقیت مان تبدیل کنیم؟